تبليغاتX
باران -

در گرد هما یی " افت تحصیلی "  معلمی از پوچی هیچ ، به پوچی خویش پی می برد و چنین بیان میدارد .

 

 

وقتی برای حقیقت ضابطه ای وجود نداشته باشد و یا دیگر حقیقت جست و جو نشود همه ی چیزها

ارزششان را  از دست می دهند زیرا حقیقت منفی بی ارزش است هر حقیقت منفی مطلق در بطن

خود سم نا بود کنند ه ی حقیقت واقعی را پنها ن دارد . زما نی که جنگ و جدا ل مدیریت هست

نا بسامانی و افت همراه اوست . زیرا آنهایی که دو سا ل آخر باز نشستگی را  ، چنان با ضعف و نفس ، مدیریت را به تصرف در می آورند . تازه چه انتظار باید داشت ؟ آری من دانشمند با استعدادی که در عرض سی سا ل خدمت آموزشی خویش به انتخاب ، کتابی را نخواسته و ندانسته  مطا لعه نکرده و ازآن جمله ای  دریافت نداشته ام یا اگر مطا لعه صورت گرفته از کتابهای فرمایشی ، جهت امتیازی که در شغل خویش ، تا به ارتقا  گروه  ، تا در امتحانی با رو نویسی همدیگر و پیشی گرفتن از دیگران ، کتا ب در زیر بغل ، بی محتوا در ذهنها با پوچی کلما ت به خود معنا یافته را از سر گذرانده . فرصتی می یابم با کلما ت بی مفهوم فلسفی ، نمونه ای از نمونه های پوچی که ارزشهای زندگی ما را پر نموده اند لوح تقدیر به ارمغان آورم و حسادت با رقابت شدت به گیرد و در نهایت با عدم موفقیت ، برای تسکین خویش و دیگران به تقدیر پناه می برم که خواست این بوده و تلاش بی نتیجه ، که قبلا در پیشانی هر کسی ترسیم شده را پیش می آید هر چه ثبت است تقدیر همان خواهد بود .

من دیگر به هیچ  وجه  باور ندارم .  به کار گیری وسیله های بد ، بتواند به هدفی خوب بیانجامد.

آری مدیران بسیاری هستند که در پشت میز،  در سر کارخویش ،  باز نشسته شده اند که خود خبر ندارند . باید از مدیران هیچ خواسته ای در میان نباشد مرتب و منظم ، در سر کلاس خویش حاضر ،  تا دانش آموزان آرام ، و مانند مبصر عمل کنی و مطیع و سر به زیر به فرمان مدیر ،

یک معلم ایده آلی هستی . ولی گر خسته ای و کوفته ای از د ست دانش آموزانی که نه کتا ب آورده ، نه تکلیف انجام داده و ادعا های بی مورد اولیا از طرفی ، تا زنگ تفریح ، تا لب تر کنی .

گر چایی نباشد . لب به انتقاد گشایی . کفر  ورزیده ای . و از گناهان کبیره است . عذاب خواهی

دید. حا ل گویند چگونه ، گفتنش از عذابش بیشتر. گر مقاوت کنی . پا پوشی نثارت می کنند .

آری گوشها یمان بیمناک است و نمی توانند از خروش شادکامیها چیزی در یابند.

زیرا معلول همیشه نا آگاه است آنچه به عنوان علت به حد س و گمان در آمده است فر افکنده

می شود . و از نظر زمانی در پی آن می آید . که بدتر از همه کوته اندیشی است . اگر انسا ن

کاری بد کند  به  از آن باشد که فقر بر اندیشه اش چیره گردد .

کدام مدیر در محیط کار خود ، که روحیا ت منفی ایجاد کرده ، زدوده و به آنها عوامل مثبت را در

ذهن خود و دیگران جا  داده است در صورتیکه ، اگر سنگی را در استخر ساکنی بیاندازی امواج آن هر لحظه بزرگتر و وسیع تر می شود . اغلب ، امور جزیی تغییرات عظیم را موجب می شود.

                                                         ادامه.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 2:3  توسط باران  |