تبليغاتX
باران -

مطالبی در زمینه جامعه شناسی از کتابی خوش آمد و فصلی از آن انتخا ب و

برای شما عزیزان ، تا فرصتی یافتید شاید به خواند نش به ارزد .

 

زمینه ی جامعه شناسی – تالیف:اگ برن و نیم کوف   - اقتباس: آریان پور

 

 

تکامل اجتماعی

 

جامعه همانند هر یک از اجزاء خود ، کار کرد یا وظیفه ای اساسی دارد . و آن تامین آسایش انسانی است . به شهادت تاریخ ، آسایش انسانی اساسا به دو امکان ، امکان رفع موانع زنده ماندن و امکان تحقق خواست ها ، بستگی دارد . و بدیهی است که این دو امکان بدون تسخیر طبیعت دست نمی دهد و تسخیر طبیعت نیز هنگامی امکان می یابد که روابط اجتماعی شایسته ای میان انسانها بر قرار شوند . چنان که آسایش و خوشی انسانی با آن که نمودهای ذهنی هستند به برکت نمودهای عینی به بار می آیند و همچنان که نمودهای عینی زندگی راه کما ل می سپارند آسایش و خوشی انسانی نیز شد ت می گیرند نمودهای دو گانه در سراسر تاریخ انسان کما بیش به موازات یک دیگر تکامل یافته اند . و همواره بر سرعت تکامل آنها افزوده شده است با این همه هنوز نقص های بزرگی در زندگی انسان راه دارند . هنوز انسان نمی تواند روابط اجتماعی را به صورت انسانی در آورد از کوته بینی و تعصب و سود جویی خصوصی برهد. بهره کشی انسان از انسان را پایان بخشد . و ناداری و نادانی و بی دادگری و جنگ را بزداید . هنوز انسان نمی تواند ایمنی فردی و جمعی را حل کند و با خاطری آسوده به مسایلی والاتر چون کشف حقیقت و خلق زیبایی و ترویج نیکی پردازد . و پا به آستانه جهان شگرفی گذارد . تکامل یک میلیون ساله انسانی در قبا ل تکاملی که مورد نظر انسان معاصر است نا چیز است و از این رو انسان برای نیل به خواست های بزرگ خود باید در راه تکامل اجتماعی ، تن به کوشش هایی دهد اگر در دنیای آهسته ، همه ی مردم زمام تکامل اجتماعی را به دست نگیرند نه تنها جامعه با سرعت دلخواه انسان تکامل نخواهد یافت بلکه ایستادگی لجوجانه سود جویان در برابر تحولات جبری ، تضادهای گوناگونی در عرصه زندگی اجتماعی به وجود خواهد آمد . و جامعه را به کام مصیبت های بزرگی چون بحران اقتصادی و تنگ دستی و روان بیماری و آشوب و خود کامگی و خون ریزی خواهد افکند . کسانی که مفهوم روابط متقابل اجتماعی را درست در نمی یا بند گمان می برند که جامعه سراسر از دستیاز انسان بیرون است . ولی انسان همچنان که با شناخت قوانین یا ضرورتهای طبیعی ، نیروهای طبیعی را مهار می کند و طبیعت را به خواست انسانی خود می گرداند . در تغییرات تکاملی جامعه تاثیر گذارد . لزوم شناخت قوانین تکاملی جامعه از این جاست . کسانی که راه تکاملی جامعه ی خود را می شنا سند و با شوق و ذوق و خواست پا بر آن می نهند خود به خود تندتر و چابک تر از آنانی که نا دانسته و ناخواسته و تنها به حکم جبر جامعه ، رانده می شوند پیش می تازند . و با پیش تازی خود ، تکامل جامعه را تسریع می کنند . همه ی کسانی که سالم به دنیا می آیند برای هزاران نوع تکاپوی ذهنی و عینی آمادگی دارند ولی هر یک مطابق پایگاه اجتماعی خود ، به فعا لیت های معینی کشانیده می شوند از تاریخ تکامل طبیعی انسان بر می آید که ساختمان بدنی انسان از دوران یخ بندان تا کنون تغییر قابل توجهی نکرده است از لحاظ ساختمانی ، بین سوئدیان و ایرانیان تفاوتی نیست تفاوت انسان ها زاده ی محیط اجتماعی آنهاست  همچنین تفاوت های افراد یک واحد اجتماعی اساسا زاده ی روابط اجتماعی است .

هر انسانی یارای آن دارد که در حدود امکانا ت تاریخی عصر خود ، در جامعه موثر افتد همچنان که هر معلولی می تواند علت گردد . و خود به خود در علت خود تاثیر گذارد انسانی که از بیداری و بینش اجتماعی بر خوردار باشد امکانا ت وسیعی برای دگرگونی جامعه ، برای تاریخ آفرینی می یابد عمیقا پویش های میرنده مرگ آور را از پویش های نو  زندگی گستر باز شنا سد و به اقتضای شناخت خود و به الهام نیروهای زنده واقعیت ، دستی بر دست های سازنده فردا بیفزاید و با خواست و آگاهی ، جامعه را در راه پر نشیب و فراز تکامل رهبری کند .  

ملاک تکامل عمومی انسان افزایش آسا یش انسانی است و آسا یش انسانی مستلزم ایمن گردیدن زندگی و خرسند شدن خواست های انسانی است .   

 

                                                                              پایان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:10  توسط باران  |