|
|
|
||||
|
مطالبی در زمینه جامعه شناسی از کتابی خوش آمد و فصلی از آن انتخا ب و برای شما عزیزان ، تا فرصتی یافتید شاید به خواند نش به ارزد . زمینه ی جامعه شناسی – تالیف:اگ برن و نیم کوف - اقتباس: آریان پور پس افتاد گی فرهنگی با وجود ایستادگی لجوجانه ایست گرایان اجتماعی در برابردگرگونی ، جامعه های بزرگ بر اثر نو آوری فرهنگی همواره دگرگونی می پذیرد . هنگامیکه یکی یا بعضی از عنصرهای فرهنگی یک جامعه دگرگون شود به ناگزیر تناسبی که بین آن عنصر و عنصرهای دیگر بر قرار است از میان می رود و در نتیجه پس افتاد گی فرهنگی پد ید می آید . پس افتاد گی فرهنگی ، عقب ماندن سازمان سیاسی بسیاری از جامعه هاست . بی سازمانی اجتماعی پس افتاد گی یکی یا بعضی از عنصر های فرهنگی باعث تزلزل هیئت فرهنگی یا پیکر بندی فرهنگی می شود و جامعه را به سوی ناسازگاری و صورت نهایی آن ، بی سازمانی می راند . هر سازمانی ، چه خود جامعه باشد چه یکی از موسسات آن ، به سبب ناسازگاری ، به بی سازمانی کشانیده می شود در نتیجه ناسازگاری داخلی سازمان ، روابط سازمانهای فرعی آن می گسلند و یگانگی آن ها از میان می روند از این رو سازمان از کار کرد های خود عاجز می آید و این عجز نشانه صریح بی سازمانی است . بد یهی است که اگر بی سازمانی دامنگیر سراسر جامعه شود رنج های فردی و اجتماعی بسیار بزرگی به بار خواهند آمد که بسیاری از کج روی های اجتماعی اعم از روان رنجوری و روان نژندی و روان پریشی زاده ی ناسازگاری و بی سازمانی جامعه اند . همه ی نا سازگاری هایی که در زندگی انسانی راه دارند چه به صورت ناسازگاری بدن انسان و مقتضیا ت زندگی اجتماعی باشد چه به صورت ناسازگاری جامعه و طبیعت ، به نا سازگاریهای داخلی جامعه منتهی می شوند . در این جامعه ها در نتیجه ی تکامل سریع نیروهای مولد ، سخت بر ثروت جامعه افزوده است ولی از این ثروت فراوان ، سهم قابلی به اکثر اعضای جامعه نمی رسد و از این رو بین محرومان و صاحبان امتیازات اجتماعی مبارزه پر دامنه که اعتراض و اعتصاب از جلوه های آنند جریان دارد. بر اثر آزمندی بی کران آنان که دارند و تنگدستی عظیم آنان که ندارند گاه به گاه تولید اقتصادی چندان بالا می رود و قوه خرید جامعه چندان پایین می آید که چرخ صناعت از کار باز می ایستد و بحران اقتصادی در می گیرد بحران به بی کاری می کشد و بی کاری فقر را به اوج می رساند و این دو خانواده ها را در هم می شکنند و بیماری های بدنی و روانی را دامن می زنند و دامنه انحرافات اجتماعی را می گستراند پس اندیشه به انحطاط می گراید علم و هنر و فلسفه پریشان می شوند انسان محض خوشی های گذران فردی ، مصالح اجتماعی را لگدما ل می کند و لرزه بر ارکان سازمان اجتماعی می افتد .
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 22:58 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||