|
|
|
||||
|
باورها ، شکل دهنده و تنظیم کننده ی رفتار انسانها هستند . و طرز فکر ما از طریق رفتارمان نمودار می شود نگرشها آینه های ذهن هستند آنها تفکر را باز می تابانند ولی هیچ عاملی به اندازه ی یافتن " راه حل " برای ما مهم نیست .!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 15:48 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هر بحران ممکن است در جهت مثبت یا منفی حرکت کند وظیفه کیست ؟ که بحران را به موفقیت مثبت تبدیل کند ؟
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 22:24 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یک قورباغه در قعر چاه هیچگونه ادراکی از وسعت دنیای اطراف خود ندارد هر قدر که از کوه بالاتر رویم چشم انداز وسیعتری می بینیم مشاهده دنیای عظیم ، بینش ما را وسعت و رشد می دهد
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 20:15 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سر نوشت مگسها و مرغان هوا ، که زندگی را با پیروی از حواد ث و اتفاقا ت می گذرانند و جز از غریزه ی طبیعی خود پیروی نمی کنند چقدر دلپذیرتر است البته تنها تا زمانی که بتوانند فارغ ازدا مها یی که بشر گسترده است . بسر ببرند . ولی به محض اینکه به دام افتادند و در قفسی اسیر شدند و آموختند که صدای بشر را چگونه می توان تقلید کرد نا گهان به وضع عجیبی زیبایی طبیعی ایشان کاهش می یابد. زیرا در این نکته تردیدی نیست که ابداعا ت طبیعت همیشه و از هر لحا ظ ما فوق آرایشها ی هنر هستند که به این نتیجه رسید که حیوانی بدبخت تر از آدمی وجود ندارد . زیرا عموم حیوانا ت دیگر خویش را در حدود امکا نا ت طبیعی خود محدود می سازند حا ل آنکه آدمی می خواهد همواره از حدود شرایط و امکا نا ت طبیعی خود تجاوز کند و نیز در میا ن آدمیان ، مردم گیج و ابله ، بر دانشمندان ارجعییت پیدا کنند !!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 22:42 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
معصوم و قهرمان بی همتا را ، پندار بیمار ما ، می سازد. نا توانی ما ، امیدهای بر نیامده ی ما ، آرزوی تنبل ما به عدا لت و نیکی ، ترس ما ، اند یشه ی کما ل جوی و بی عمل ما ، آن وقت در برابر این لختی و ناتوانی آدمیان ، رویا یشا ن و آرزویشا ن به بازی گرفته می شود و قدرت بر جا ی عدا لت و نیکی می نشیند و بیداد و جها نگشایی را ، بزرگی و قهرمانی جلوه می دهند . از : برشت
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:51 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گالیله می گوید: بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد . به دو معنی است . یکی اینکه مردمی که بار ستم و بدی را به دوش می کشند و چشم به راه ظهور قهرمانی هستند تا رها یی یابند . بدبختند . چه بدبختی از این بالاتر که آدمیزاده نیروها و امکانا ت خویش را به حسا ب نیاورد و منتظر موجودی برتر باشد ؟ دیگر اینکه ملتی که به قهرمان احتیاج دارد . که بدبخت است و گرنه در جامعه ای عاد ل و خوشبخت قهرمانی به چه کار می آید ؟ توقع فضا یل بزرگ از آدمها نشانه ی آن است که فسادی در کار است و یک جا ی کار می لنگد در یک جامعه ی خوب خصا ل متوسط و عادی آدمها را بس است .
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 0:23 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گالیله در غم انگیز ترین لحظه ی شکست ، سنت دیرین قهرمان سازی را در هم می شکند هنگامیکه شاگردان خشمگین و بی تابش به طعنه می گویند . بدبخت ملتی که قهرمان ندارد. گالیله در هم شکسته و بی توان ، تنها و بی یاور ، جوابی بی نظیر می دهد بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد . همین است اگر ملتی بدبخت و درمانده نباشد چه حاجتی به قهرمان دارد ؟ چه بد بختی از این بالاتر که مردمی به نشینند و منتظر ظهور قهرمان باشند ؟ این تفکر زاده ضعف و نادانی آدمها ست .
+
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:3 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دیوانه سخن دیوانه وار می گوید : دیوانه هر چه در د ل دارد در چهره ی خویش ظاهر می سازد . و سپس همه را به صورت سخن ، پخش می کند . دیوانگا ن از خصیصه صراحت و حقیقت گویی بر خوردارند. بر عکس مرد عا قل دو زبا ن دارد با یکی از این دو زبا ن حقیقت را فا ش می کند و با د یگری آنچه را مقتضا ی زما ن و مکا ن است بیا ن می دارد . مرد عا قل این هنر را دارد که سیا ه را به سفید مبد ل سازد . و از دها نی واحد هم نفس گرم بیرون دهد و هم نفس سرد !! و شد ید ترین احسا سا ت قلبی خود را طی کلا م خود به صورتی د یگر جلوه دهد . به این د لیل مردم به دنبا ل دیوانگا نند که آزار رسا نند و همواره از مردم عا قل حذ ر !!! چرا ؟؟؟؟ نمی دانم !! پس که من نادانم .
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 19:35 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چرخش زمین چه کارها نکرد !!! فرضیه کوپرنیک کلیسا را به وحشت انداخت که نکند جنبش زمین بنا های کهن سر به فلک کشیده را فرو ریزد . که زندان های محفل مقدس پر شد از ملحدان و افسونگران . و بعد از کوپر نیک ، دانشمند بزرگ جوردانو برونو این مرد دلیر و پایدار در کام شعله های آتش خاکستر شد و سه میلیون مسیحی مقابر حواریون را زیارت کردند . در چنین دورانی بود که گالیله قد علم کرد او که بنیانگذار روش تجربی در علوم جدید بود بر آن شد که فرضیه ی کوپر نیک را در باره ی گردش زمین ثا بت کند . اعتقا د به صاف بودن زمین ، آن را صا ف نمی کند . و اعتقا د ما به توهم ، آن را به حقیقت تبد یل نمی کند . فقط اوضاع را بدتر می کند . حقیقت توام با شعور عیا ن می گردد گویا در جامعه ی جهل ، شعور جرم است !!! پس زمین صا ف است و ثا بت !!!
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 19:37 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آدمیان هم سازنده و هم قربانی این دنیا یند . انسان وسایل و نیروهایی در بر دارد که او را به ساختن سرنوشت خویش توانا می کند . دایره سرنوشت دیرین را می شکافد تا وضع تازه ای باز بیند یشد و جبر و عادات و سرنوشت عادی را در هم می شکند در تصمیم همین اندیشه با صورتی کاملا متضاد به میان می آید . اما با نادانی چه کند ؟؟؟؟
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 21:49 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||