|
|
|
||||
|
چرا كو فتگي جسمي و ذهني هركس حتي اگر يكبار كار و فشار زياد و طولاني مدت را چه در خانه و چه در محل كار تجربه كرده باشد معناي كوفتگي جسمي و ذهني را به خوبي درك مي كند در زمان آرامش شما به آساني قادر به رويا رويي با فراز و نشيب هاي زندگي هستيد اما وقتي فشار از حد آستانه تجاوز مي كند حتي يك مشكل كوچك هم مي تواند به يك بحران روحي تبديل شود زيرا وقتي براي حقيقت ضابطه اي وجود ندارد و يا ديگر حقيقت جست و جو نمي شود همه ي چيزها ارزششان را از دست مي دهند چون حقيقت منفي بي ارزش است هر حقيقت منفي مطلق در بطن خود سم نابود كننده ي حقيقت واقعي را پنهان دارد . كه باعث از دا دن كنترل و عدم توانايي براي غلبه بر واكنش هاي نا هنجار كه تجربه ي بسيار نا خوشايندي است كه با وجود خستگي مفرط و نا رضايتي هم چنان در محل كار خود ادامه مي دهيد اي انسان آيا گمان مي كني كه تو موجودي حقير و كم مقداري ؟ و حال آنكه راز جهان بر تر در كتاب روح تو مندرج است درد تو از خود توست ولي به آن آگاهي نداري و درمان تو نيز در خود توست ولي آنرا نمي بيني . زيرا وقايع تاريخ را تحمل مي كني كه نبايد تاريخ را فقط تحمل كرد بل بايد خود آن را ساخت و بايد عليه سر نوشت بود و هر چه لازمه اش است انجام داد تا خود سر نوشت خويش باشيم . ما گلي هستيم در دست كوزه گر . اما چگونه مي توانيم گلي در دست كوزه گري كور باشيم . اگر باشيم فاجعه است كه انسانهايي در پي تو راه افتاده باشند پل زير پايت ساخته نشود به پرتگاه سقوط كني و مسوليت ديگران را هم بر دوش داشته باشي آن گاه اعتراف به گناه خويش چندان سودمند نخواهد بود .
+
نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 22:31 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اريك برن در كتاب بازيها : آگاهي آن است كه آدم اين ظرفيت را پيدا كند كه خودش صداي قل قل قهوه جوش و آواز پرنده ها را بشنود و احساس كند نه آنچه كه از اين پديده ها به او ياد داده اند.
+
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 20:27 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||