تبليغاتX
باران

در گرد هما یی " افت تحصیلی "  معلمی از پوچی هیچ ، به پوچی خویش پی می برد و چنین بیان میدارد .

 

 

وقتی برای حقیقت ضابطه ای وجود نداشته باشد و یا دیگر حقیقت جست و جو نشود همه ی چیزها

ارزششان را  از دست می دهند زیرا حقیقت منفی بی ارزش است هر حقیقت منفی مطلق در بطن

خود سم نا بود کنند ه ی حقیقت واقعی را پنها ن دارد . زما نی که جنگ و جدا ل مدیریت هست

نا بسامانی و افت همراه اوست . زیرا آنهایی که دو سا ل آخر باز نشستگی را  ، چنان با ضعف و نفس ، مدیریت را به تصرف در می آورند . تازه چه انتظار باید داشت ؟ آری من دانشمند با استعدادی که در عرض سی سا ل خدمت آموزشی خویش به انتخاب ، کتابی را نخواسته و ندانسته  مطا لعه نکرده و ازآن جمله ای  دریافت نداشته ام یا اگر مطا لعه صورت گرفته از کتابهای فرمایشی ، جهت امتیازی که در شغل خویش ، تا به ارتقا  گروه  ، تا در امتحانی با رو نویسی همدیگر و پیشی گرفتن از دیگران ، کتا ب در زیر بغل ، بی محتوا در ذهنها با پوچی کلما ت به خود معنا یافته را از سر گذرانده . فرصتی می یابم با کلما ت بی مفهوم فلسفی ، نمونه ای از نمونه های پوچی که ارزشهای زندگی ما را پر نموده اند لوح تقدیر به ارمغان آورم و حسادت با رقابت شدت به گیرد و در نهایت با عدم موفقیت ، برای تسکین خویش و دیگران به تقدیر پناه می برم که خواست این بوده و تلاش بی نتیجه ، که قبلا در پیشانی هر کسی ترسیم شده را پیش می آید هر چه ثبت است تقدیر همان خواهد بود .

من دیگر به هیچ  وجه  باور ندارم .  به کار گیری وسیله های بد ، بتواند به هدفی خوب بیانجامد.

آری مدیران بسیاری هستند که در پشت میز،  در سر کارخویش ،  باز نشسته شده اند که خود خبر ندارند . باید از مدیران هیچ خواسته ای در میان نباشد مرتب و منظم ، در سر کلاس خویش حاضر ،  تا دانش آموزان آرام ، و مانند مبصر عمل کنی و مطیع و سر به زیر به فرمان مدیر ،

یک معلم ایده آلی هستی . ولی گر خسته ای و کوفته ای از د ست دانش آموزانی که نه کتا ب آورده ، نه تکلیف انجام داده و ادعا های بی مورد اولیا از طرفی ، تا زنگ تفریح ، تا لب تر کنی .

گر چایی نباشد . لب به انتقاد گشایی . کفر  ورزیده ای . و از گناهان کبیره است . عذاب خواهی

دید. حا ل گویند چگونه ، گفتنش از عذابش بیشتر. گر مقاوت کنی . پا پوشی نثارت می کنند .

آری گوشها یمان بیمناک است و نمی توانند از خروش شادکامیها چیزی در یابند.

زیرا معلول همیشه نا آگاه است آنچه به عنوان علت به حد س و گمان در آمده است فر افکنده

می شود . و از نظر زمانی در پی آن می آید . که بدتر از همه کوته اندیشی است . اگر انسا ن

کاری بد کند  به  از آن باشد که فقر بر اندیشه اش چیره گردد .

کدام مدیر در محیط کار خود ، که روحیا ت منفی ایجاد کرده ، زدوده و به آنها عوامل مثبت را در

ذهن خود و دیگران جا  داده است در صورتیکه ، اگر سنگی را در استخر ساکنی بیاندازی امواج آن هر لحظه بزرگتر و وسیع تر می شود . اغلب ، امور جزیی تغییرات عظیم را موجب می شود.

                                                         ادامه.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 2:3  توسط باران  | 

مشکل این نیست که ما گزینه ای نداریم بلکه مشکل این است که از آن آگاه نیستیم ما فقط این

گزینه ها را نمی بینیم . کما ل و درستی ،  گفتن حقیقت به خود است و صداقت گفتن حقیقت

به دیگران .  در صورتیکه سیستم موقعی درست کار می کند که از آن بهینه استفاده شود.

بسیاری از ما به خاطر بی عدالتی هایی که در اطرافمان می بینیم به خشم می آییم و این خشم

تاثیر بسزایی در آموزش دارند. آری بعضی از مد یران ، وظایف را در آرایش آرامش خویش نهاده اند. زمان برایشا ن اهمیتی ندارد .  زیرا هر  زمانی ، اتاقی ، با آرایشی ، صند لی در

پشت میز در انتظار است . دیر نشسته ، زود بر نمی خیزد . زیرا کسی هوی نشستن نکند .

و زما نی که در سر کارند انتقاد را مخرب دانند . و بعد از افتادن از تخت ، تازه آغاز انتقاد

است. واضح است زمانی که از قله ی خود خواهی مدیریت ، برفها آب و نشیبی جریان می یابد  و شکننده در دره ها فرو می ریزد داد و فریاد عدالت خواهی در کوهها می پیچد که چرا حقیرم نمودید ولی به نظر من حقارت حق کسانی است که با تملق و چاپلوسی زندگی را برای دیگران تنگ و زمینه ستم را فراهم می آورند .  اشتباه ، عیب و نقص فرد نیست . بلکه عیب در سیستم تفکری که از آن استفاده می کنند . وجود دارد

متاسفانه  خطا ها  از آنجا ناشی می شود که هر کدام از طرق نفوذ نا درست ارزیابی شوند .

اینان از ضعف تفکر خویش ، مدیریت استبدادی را در بندگی ،

و از ترس میز خویش ، مدیریت دموکراسی را در هرج و مرج  می دانند .

که یک تفاوت آشکار میان دانستن و رفتار کردن وجود دارد . مدیران خود را بر تر از معلمان

احسا س می کنند . معلمان خود را بالاتر از والدین به شمار می آورند. و این در حا لی است که  دانش آموزان در بین سه نیرو در جدا ل هستند . این جدا ل ، با پیدایش بار منفی ، فاجعه است .

فاجعه ای که انسانهای معصوم در پی تو راه افتند پل زیر پا یت ساخته نشود . به پرتگاه سقوط

کنی . و مسولیت دیگران را هم بر دوش داشته باشی . آن گاه ، اعترا ف به گناه خویش ،چندان

سود مند نیست .                                                 ادامه.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 20:31  توسط باران  | 

 

 

 

 

در گرد هما یی " افت تحصیلی "  معلمی از پوچی هیچ ، به پوچی خویش پی می برد و چنین بیان میدارد .

حضور ما بر زمین ، نه طرح و تدبیری عقلا نی در جها ن پیرامونما ن ، و نه غرض یا معنا ی پیشاپیش مقرر شده ای در زندگیمان می بیند . ما معمولا از خصلت " ممکن یا پوچ " موقعیتمان رنج نمی کشیم هنگامیکه بی معنایی کارها ی عادی روزانه مان ناگهان ما را فرا می گیرد در چنان لحظه هاست که پوچی ، دچار وسوسه ی هیچ انگاری ، که نه انسان و نه جهان هیچ کدام پوچ نیستند . بل پوچی در همزیستی انسان  نهفته است که پوچ یا احساس بر آمده از نا همسازی ارزشها و کوششهای آدمی است .

 

 

به منظور تغییر نگرشها در روشهایی خا ص ، به با زنگری ، آ ینده نگریها و تجارب بیشتر آموزش تجربی یا ادراکی به تشویق راههای جدید کار کردن دارند کارآموز را به داشتن تفکری

متفاوت وادار کنند .

اعضای جامعه ، موجوداتی منفعل نیستند و می توانند در سیر جامعه ی خود موثر افتند.

مدیران متکبری که به نظر می رسد مدرسه موفقی دارند . ولی افراد و کارکنانشا ن نا موفق و ناراضی هستند . بعضی از مدیران تصور می کنند مد یران خوبی هستند در حا لی که نظر

کارکنان غیر از این است .

به نظر می رسد مدیران دو گروهند گروهی فقط به دستاوردهای قدرت علاقمند ند . و گروه دوم فقط به فکر کارکنان هستند .

اولی را گروه مستبد و بی گذشت و  دومی را آزاده و انسان نام می گذارند ! در صورتیکه هیچ یک از مدیران این دو گروه ، مدیری نیستند بلکه تنها نیمه مدیرند .

شرایط مدیر شایسته و کفا یت و موفق آن مدیری است که هم کیفیت محتوای قوانین کاری و هم شارژ روحیا ت کارکنان توجه داشته باشند . این هر دو لازم و ملزوم یکد یگرند . و هر دو در کنار هم هدفدارترند. که نها یت هدف ،  تعلیم وتربیت است  . که خود نیز تعلیم بر  تعلم است .

زیرا هدفها  ،  رفتار را آغاز می کنند . پی آمد ها ، رفتار ها را حما یت و تقویت می کنند .

ما  ،  در فقر کرداریم . اوامر ها وسیله نیستند . تا به آن وسیله به اهداف نزدیک شویم بلکه ما

را از اهداف گریزان می کنند . پس آقای مد یر ، مهم نیست که در حضور شما چه می گذرد

بلکه مهم آن است که در غیا ب شما چه می گذرد ؟

                                                                                                 ادامه....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:33  توسط باران  | 

 

 

در گرد هما یی " افت تحصیلی "  معلمی از پوچی هیچ ، به پوچی خویش پی می برد و چنین بیان میدارد .

حضور ما بر زمین ، نه طرح و تدبیری عقلا نی در جها ن پیرامونما ن ، و نه غرض یا معنا ی پیشاپیش مقرر شده ای در زندگیمان می بیند . ما معمولا از خصلت " ممکن یا پوچ " موقعیتمان رنج نمی کشیم هنگامیکه بی معنایی کارها ی عادی روزانه مان ناگهان ما را فرا می گیرد در چنان لحظه هاست که پوچی ، دچار وسوسه ی هیچ انگاری ، که نه انسان و نه جهان هیچ کدام پوچ نیستند . بل پوچی در همزیستی انسان  نهفته است که پوچ یا احساس بر آمده از نا همسازی ارزشها و کوششهای آدمی است .   

 

بنام خالق ، خالق زیباییها – گر جملا ت زشت و زیبا باشند زیباییها نثارتان ، و  زشتی ها به رخم .

                                                     چرا  افت ؟

یکی از مهمترین کوششهای انسا نی  مد یریت است. زیرا همه ی  مدیران ، در همه ی رده ها و درهمه گونه سازما ن ، وظیفه ی بنیاد ی ، طراحی و پا یا  نگهداشتن محیطی را بر عهده دارند.

که فراهم آوردن محیطی مطلوب ، برای کار کرد اثر بخش و کار آیی افرادی که در گروه ، کار می کنند به پی آمدهایی برسند.  که در آن افراد از راه همکار ، و به گونه گروهی ، بتوانند ماموریتها و هدفها ی بر گزیده ای را به اجرا در آورند.  به سخن د یگر ، مدیران این مسولیت

را بر عهده دارند تا فرصتی پد ید  آورند که افراد بتوانند بهترین یاریها ی خود را برای رسید ن

گروه به هدفها ی  خود ارایه دهند.

مد یران باید محیطی مولد بوجود  آورند . مد یریت دانشی است به عنوان فنون هنری به شمار

می آید.در حا لی که دانش پیش می رود هنر نیز به پیش گام بر می دارد بی گمان دانشی است

که زیرساز مدیریت است . هر دانشی کاربرد روش علمی پدید آوردن و پرورش آگاهی است

از این رو ما دانش را آن می دانیم که دارای مفاهیم کلی نظریه ، و د یگر آگاهیها ی فشرده ی روشنی باشد . که از فرضیه ها ، آزمایشها . تجربه و تحلیل ها پدید آمده باشد از راههای انجام

دادن کارها ، شیوه ها ی  د ست یافتن به پی آمدی معلوم ، در همه زمینه ها ی کار ، فنون از اهمیت بر خوردار ند .

هرمد یری که از این دانش بهره می جوید موفق تر است  

                                                                                  ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:24  توسط باران  | 

مطالبی در زمینه جامعه شناسی از کتابی خوش آمد و فصلی از آن انتخا ب و

برای شما عزیزان ، تا فرصتی یافتید شاید به خواند نش به ارزد .

 

زمینه ی جامعه شناسی – تالیف:اگ برن و نیم کوف   - اقتباس: آریان پور

 

 

تکامل اجتماعی

 

جامعه همانند هر یک از اجزاء خود ، کار کرد یا وظیفه ای اساسی دارد . و آن تامین آسایش انسانی است . به شهادت تاریخ ، آسایش انسانی اساسا به دو امکان ، امکان رفع موانع زنده ماندن و امکان تحقق خواست ها ، بستگی دارد . و بدیهی است که این دو امکان بدون تسخیر طبیعت دست نمی دهد و تسخیر طبیعت نیز هنگامی امکان می یابد که روابط اجتماعی شایسته ای میان انسانها بر قرار شوند . چنان که آسایش و خوشی انسانی با آن که نمودهای ذهنی هستند به برکت نمودهای عینی به بار می آیند و همچنان که نمودهای عینی زندگی راه کما ل می سپارند آسایش و خوشی انسانی نیز شد ت می گیرند نمودهای دو گانه در سراسر تاریخ انسان کما بیش به موازات یک دیگر تکامل یافته اند . و همواره بر سرعت تکامل آنها افزوده شده است با این همه هنوز نقص های بزرگی در زندگی انسان راه دارند . هنوز انسان نمی تواند روابط اجتماعی را به صورت انسانی در آورد از کوته بینی و تعصب و سود جویی خصوصی برهد. بهره کشی انسان از انسان را پایان بخشد . و ناداری و نادانی و بی دادگری و جنگ را بزداید . هنوز انسان نمی تواند ایمنی فردی و جمعی را حل کند و با خاطری آسوده به مسایلی والاتر چون کشف حقیقت و خلق زیبایی و ترویج نیکی پردازد . و پا به آستانه جهان شگرفی گذارد . تکامل یک میلیون ساله انسانی در قبا ل تکاملی که مورد نظر انسان معاصر است نا چیز است و از این رو انسان برای نیل به خواست های بزرگ خود باید در راه تکامل اجتماعی ، تن به کوشش هایی دهد اگر در دنیای آهسته ، همه ی مردم زمام تکامل اجتماعی را به دست نگیرند نه تنها جامعه با سرعت دلخواه انسان تکامل نخواهد یافت بلکه ایستادگی لجوجانه سود جویان در برابر تحولات جبری ، تضادهای گوناگونی در عرصه زندگی اجتماعی به وجود خواهد آمد . و جامعه را به کام مصیبت های بزرگی چون بحران اقتصادی و تنگ دستی و روان بیماری و آشوب و خود کامگی و خون ریزی خواهد افکند . کسانی که مفهوم روابط متقابل اجتماعی را درست در نمی یا بند گمان می برند که جامعه سراسر از دستیاز انسان بیرون است . ولی انسان همچنان که با شناخت قوانین یا ضرورتهای طبیعی ، نیروهای طبیعی را مهار می کند و طبیعت را به خواست انسانی خود می گرداند . در تغییرات تکاملی جامعه تاثیر گذارد . لزوم شناخت قوانین تکاملی جامعه از این جاست . کسانی که راه تکاملی جامعه ی خود را می شنا سند و با شوق و ذوق و خواست پا بر آن می نهند خود به خود تندتر و چابک تر از آنانی که نا دانسته و ناخواسته و تنها به حکم جبر جامعه ، رانده می شوند پیش می تازند . و با پیش تازی خود ، تکامل جامعه را تسریع می کنند . همه ی کسانی که سالم به دنیا می آیند برای هزاران نوع تکاپوی ذهنی و عینی آمادگی دارند ولی هر یک مطابق پایگاه اجتماعی خود ، به فعا لیت های معینی کشانیده می شوند از تاریخ تکامل طبیعی انسان بر می آید که ساختمان بدنی انسان از دوران یخ بندان تا کنون تغییر قابل توجهی نکرده است از لحاظ ساختمانی ، بین سوئدیان و ایرانیان تفاوتی نیست تفاوت انسان ها زاده ی محیط اجتماعی آنهاست  همچنین تفاوت های افراد یک واحد اجتماعی اساسا زاده ی روابط اجتماعی است .

هر انسانی یارای آن دارد که در حدود امکانا ت تاریخی عصر خود ، در جامعه موثر افتد همچنان که هر معلولی می تواند علت گردد . و خود به خود در علت خود تاثیر گذارد انسانی که از بیداری و بینش اجتماعی بر خوردار باشد امکانا ت وسیعی برای دگرگونی جامعه ، برای تاریخ آفرینی می یابد عمیقا پویش های میرنده مرگ آور را از پویش های نو  زندگی گستر باز شنا سد و به اقتضای شناخت خود و به الهام نیروهای زنده واقعیت ، دستی بر دست های سازنده فردا بیفزاید و با خواست و آگاهی ، جامعه را در راه پر نشیب و فراز تکامل رهبری کند .  

ملاک تکامل عمومی انسان افزایش آسا یش انسانی است و آسا یش انسانی مستلزم ایمن گردیدن زندگی و خرسند شدن خواست های انسانی است .   

 

                                                                              پایان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:10  توسط باران  | 

مطالبی در زمینه جامعه شناسی از کتابی خوش آمد و فصلی از آن انتخا ب و

برای شما عزیزان ، تا فرصتی یافتید شاید به خواند نش به ارزد .

 

زمینه ی جامعه شناسی – تالیف:اگ برن و نیم کوف   - اقتباس: آریان پور

 

 

باز سازی جامعه

 

دیده ایم که بر اثر نو آوری برخی از عناصر جامعه سخت دگرگون می شوند .و بعضی تغییری ژرف نمی کنند و آن گاه پس افتاد گی اجتماعی روی می دهد و تعادل جامعه از میان می رود و ناسازگاری اجتماعی پیش می آید که نا سازگاری اجتماعی زاینده کج روی های فردی و جمعی گوناگون است و حیا ت فرد و بقای جامعه را به خطر می اندازد . بنابراین زندگی اجتماعی با ناسازگاری نمی سازد و جامعه چون به ناسازگاری افتد ناگزیر از آن است که با تلاش خود دگرگونی هایی پدید آورد و بدین وسیله بر سازگاری جدیدی دست یابد . سازگاری جدیدی که از سازگاری پیشین تمام تر و وابسته ی نظام اجتماعی کامل تری باشد .

دگرگونی هایی که جامعه برای همنوا کردن مجدد عناصر خود به بار می آورد یا مثبت یا منفی هستند . روشن است که دگرگونی مثبت نوعی سیر تکاملی و مستلزم نو آوری های تازه است و دگرگونی منفی نوعی سیر قهقرایی است و نفی نو آوری پیشین را ایجاب می کند .

تلاش هایی تکاملی یا مثبتی که جامعه برای باز سازی خود یعنی باز یافتن سازگاری مجدد یا نوسازگاری و یافتن نظامی کامل تر صورت می دهد به دو شکل در می آیند جنبش های کند یا اصلاحی و جنبش های تند یا انقلابی.

برای ظهور یک جنبش اصلاحی چند مقدمه لازم است :

1- نوآوری در بعضی ازشئون اجتماعی   

2- پس افتاد گی سایر شئون اجتماعی و ناسازگارشدن جامعه  

3- تشخیص لزوم باز سازی جامعه 

4- تعیین نو آوری های لازم برای باز سازی جامعه 

5- فراهم کردن وسایل ضروری 

در گذشته مخصوصا در جامعه های ایستا فلا حتی جنبش اصلاحی به ندرت و با دشواری روی می داد طبقه حاکم که تثبیت امتیازات خود را در تثبیت اوضاع اجتماعی می دید طبعا از هر گونه اصلاحی روی گردان بود فقط هنگامی که تحولاتی جبری پیش می آمدند و سازگاری اجتماعی از میان می رفت و باز سازی جامعه با سیر قهقرایی میسر نمی شد طبقه حاکم برای آن که جامعه را از انفجار انقلابی باز دارد به اکراه به پاره ای تغییرات اصلاحی تن می داد .

جنبش های انقلابی : نهضت انقلابی جنبشی است سخت و ناگهانی برای ایجاد نو آوری هایی که به وسیله رفع ناسازگاری اجتماعی پنداشته می شوند. هنگامی پیش می آید که اولا ناسازگاری جامعه بر اثر روی ندادن جنبش اصلاحی یا کاستی های آن ، به نهایت برسد و ثانیا مردم به شدت از ناسازگاری جامعه رنج بکشند و متشکل شوند در چنین وضعی انفجار در می گیرد .

چنانچه حرکتهایی که از نارضایتی بوجود می آید به صورت یک شورش یا انقلاب پدیدار می گردد که بین شورشگر و انقلابی تفاوت عمده ای وجود دارد وقتی ذهنیت انسان برای پذیرش تازه ها آماده نیست مانند تفاوت بین کسی که می گوید من این خانه را ترک می کنم و آتش می زنم چون دیگر هیچ گاه به اینجا باز نخواهم گشت و فرد دیگری که می گوید من این خانه را ترک می کنم و سپس ساختن خانه ی جدیدی را آموخته ام تا خانه بهتری بسازم و در آن زندگی کنم شخصیت فرد انقلابی از طریق اراده ی تغییر دادن ، از پایه و اسا س ، تغییر دادن تعیین می شود او می داند که مفهوم تغییر یک چیز ، در بد دانستن آن نهفته نیست بل در این مطلب است که اگر در راه تغییر آن بکوشیم ممکن است بهتر شود این تفاوت عمده ای است که همه ما از بزرگ گرفته تا کوچک اگر همواره در میان سیل اطلاعات در حرکتیم سرعت بگیرد نیرومند تر می گردد . اگر نیرومندی در حرکت های عظیم اخلاقی نمایان گردد تا انقلاب به صورت یک آتشفشان ظاهر نگردد و ویرانی به جای نگذاردبل با اصلاحات توام گردد البته باید توجه داشت که هم انقلاب ها و هم آتشفشانها هر گز به شکلی ناگهانی و بدون دلایل و علل مقدماتی و ممتد به وجود نمی آیند و منفجر نمی گردند ما به ظاهر فقط انفجار ناگهانی یک آتشفشان را می بینیم و متحیر می شویم اما باید توجه داشت که در زیر سطح رویی زمین نیروهای فراوانی در طول قرون متمادی عمل کرده اند و فعل و انفعالها داشته اند و آتش ها با هم شده اند ولی ناگهانی جلوه می کنند باید دانست که افکار و شرایط اقتصادی و اجتماعی هستند که انقلاب ها را به وجود می آورند
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:41  توسط باران  | 

 

 

مطالبی در زمینه جامعه شناسی از کتابی خوش آمد و فصلی از آن انتخا ب و

برای شما عزیزان ، تا فرصتی یافتید شاید به خواند نش به ارزد .

 

زمینه ی جامعه شناسی – تالیف:اگ برن و نیم کوف   - اقتباس: آریان پور

 

پس افتاد گی فرهنگی

 

با وجود ایستادگی لجوجانه ایست گرایان اجتماعی در برابردگرگونی ، جامعه های بزرگ بر اثر

نو آوری فرهنگی همواره دگرگونی می پذیرد . هنگامیکه یکی یا بعضی از عنصرهای فرهنگی یک جامعه دگرگون شود به ناگزیر تناسبی که بین آن عنصر و عنصرهای دیگر بر قرار است از میان می رود و در نتیجه پس افتاد گی فرهنگی پد ید می آید . پس افتاد گی فرهنگی ، عقب ماندن سازمان سیاسی بسیاری از جامعه هاست .

بی سازمانی اجتماعی

پس افتاد گی یکی یا بعضی از عنصر های فرهنگی باعث تزلزل هیئت  فرهنگی یا پیکر بندی فرهنگی می شود و جامعه را به سوی ناسازگاری و صورت نهایی آن ، بی سازمانی می راند .

هر سازمانی ، چه خود جامعه باشد چه یکی از موسسات آن ، به سبب ناسازگاری ، به بی سازمانی کشانیده می شود در نتیجه ناسازگاری داخلی سازمان ، روابط سازمانهای فرعی آن می گسلند و یگانگی آن ها از میان می روند از این رو سازمان از کار کرد های خود عاجز می آید و این عجز نشانه صریح بی سازمانی است . بد یهی است که اگر بی سازمانی دامنگیر سراسر جامعه شود رنج های فردی و اجتماعی بسیار بزرگی به بار خواهند آمد که بسیاری از کج روی های اجتماعی اعم از روان رنجوری و  روان نژندی و روان پریشی زاده ی ناسازگاری و بی سازمانی جامعه اند . همه ی نا سازگاری هایی که در زندگی انسانی راه دارند چه به صورت ناسازگاری بدن انسان و مقتضیا ت زندگی اجتماعی باشد چه به صورت ناسازگاری جامعه و طبیعت ، به نا سازگاریهای داخلی جامعه منتهی می شوند . در این جامعه ها در نتیجه ی تکامل سریع نیروهای مولد ، سخت بر ثروت جامعه افزوده است ولی از این ثروت فراوان ، سهم قابلی به اکثر اعضای جامعه نمی رسد و از این رو بین محرومان و صاحبان امتیازات اجتماعی مبارزه پر دامنه که اعتراض و اعتصاب  از جلوه های آنند جریان دارد. بر اثر آزمندی بی کران آنان که دارند و تنگدستی عظیم آنان که ندارند گاه به گاه تولید اقتصادی چندان بالا می رود و قوه خرید جامعه چندان پایین می آید که چرخ صناعت از کار باز می ایستد و بحران اقتصادی در می گیرد بحران به بی کاری می کشد و بی کاری فقر را به اوج می رساند و این دو خانواده ها را در هم می شکنند و بیماری های بدنی و روانی را دامن می زنند و دامنه انحرافات اجتماعی را می گستراند پس اندیشه به انحطاط می گراید علم و هنر و فلسفه پریشان می شوند انسان محض خوشی های گذران فردی ، مصالح اجتماعی را لگدما ل می کند و لرزه بر ارکان سازمان اجتماعی می افتد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 22:58  توسط باران  | 

ایست گرایی

با آن که دگرگونی اجتماعی ذات زندگی اجتماعی است جامعه یا دست کم ، گروه هایی از جامعه معمولا نه تنها از دگرگونی اجتماعی استقبا ل نمی کنند بلکه در بسا موارد در مقابل آن به مقاومت می پردازند این حا ل که در برابر دگرگونی گرایی قرار دارد ایست گرایی خوانده می شود.

تاریخ جامعه های ابتدایی و متمدن نمونه های فراوانی از ایست گرایی و مخا لفت کهنه پرستان با تحولات فرهنگی عرضه می دارد . در سده هفدهم کشف گردش خون به وسیله هاروی با ستیزه بسیاری از مردم حتی پزشکان و دانشمندان رو به رو شد. و به قول خود او ، هر کس ازچهل سال بیش تر داشت با کشف او مخا لفت ورزید . در عهد ادوارد اول قانون گذاران محافظه کار انگلیس استعما ل یک ماده سوختنی نو شناخته را ممنوع شمردند این ماده سوختنی چیزی جز ذغا ل سنگ نبود .

نو آوری های حوزه فرهنگ غیر مادی جامعه بیش از نو آوری های حوزه فرهنگ مادی با مخا لفت و عناد و تکفیر کهنه پرستان مقابل شده اند مثلا در امریکا کهنه پرستان بیش از نیم قرن از اعطای حقوق سیاسی به زنان خوداری نمودند و ده ها سا ل از تصویب قوانین ما لیات بر در آمد و تامین حقوق کارگران جلو گیری کردند و هنوز هم به برابری اجتماعی سیاهان و سفیدان یعنی نفی سفید سالاری تن نمی دهند.

این گونه مخا لفت ها زاده عوامل چندی است :

1- برخی از گروه های اجتماعی که از امتیازات فراوان بر خورد دارند حفظ وضع موجود را می خواهند و هر تغییری را دشمن می دارند مثلا در امریکا صاحبان وسایل نقلیه حمل و نقل آبی را با تاسیس راه آهن سخت ضدیت نمودند. این گروهها که به گروههای همسود معروفند . همواره با تبلیغ و دروغ و فریب ، منافع خصوصی خود را به صورت مصالح مقد س عمومی جلوه می دهند. و توده مردم را به پاسداری آنها و مخالفت با تغییر وضع موجود اغوا می کنند گروههای همسود در سراسر تاریخ از بزرگترین موانع تکامل فرهنگ بوده اند

2- معمولا هر فرد متعارف نسبت به کارهای اعتیادی خود سهل گیر و خوش بین است و مایل به ترک یا تغییر آنها نیست. و از این  رو با هر نو آوری که باعث نسخ عادات او شود در می افتد.

3- بسیاری از مردم مخصوصا سا لخوردگان که اکنون و آینده را موافق حا ل خود نمی یابند به گذشته پناه می برند زشتی های گذشته را از نظر دور می دارند و زیبایی های آن را برای خود درشت می کنند و بر اثر آن از هر نوی می گریزند.

                                                                               ادامه...

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 0:13  توسط باران  | 

پویایی فرهنگی

هر نو آوری اجتماعی چنان که انتظار می رود تغییری در راه و رسم جامعه ایجاد می کند . پویایی فرهنگی ملازم نو آوری اجتماعی است و از ذات زندگی اجتماعی سرچشمه می گیرد . در مقابل مبحث پویایی شناسی اجتماعی با پویایی شناسی فرهنگی مبحثی است به نام ایستایی شناسی فرهنگی یا ایستا شناسی اجتماعی که موضوع آن عوامل ثبات و تعادل جامعه یعنی ایستایی اجتماعی یا ایستایی فرهنگی یا جامعه – ایستایی است.

جامعه پویا و جامعه ایستا

از لحاظ پویایی شناسی اجتماعی ، هیچ جامعه ای – چه ابتدایی چه متمدن – از دگرگونی بر کنار نیست ولی برخی از جامعه ها مرتبه ها تندتر از جامعه های دیگر تغییر می کنند جامعه های پر تغییر اصطلاحا جامعه پویا یا جامعه ی متغیر و جامعه های بسیار کم تغییر ، جامعه ایستا یا جامعه ساکن نامیده می شوند.

جامعه ایستا بر خلاف جامعه پویا ، براثر عوامل گوناگون تاریخی و جغرافیایی ، در جریان تولید اقتصادی از تحول اساسی باز می ماند . چنین جامعه ای معمولا به نو آوری نمی پردازد و از پخش فرهنگی سود نمی جوید در چنین جامعه ای زندگی نظامی تقریبا ثابت دارد سنت ها با قهر و غلبه تام بر مردم حکومت می کنند تولید اقتصادی با شیوه های کهن صورت می گیرد . انگاره های حکومت و دین و نهاد های اجتماعی دیگر تغییر نمی پذیرد . وضع خانوادگی و طایفه ای و طبقه ای نقش اجتماعی و پایگاه اجتماعی و حتی زنا شویی و مرگ را تعیین می کند تحرک اجتماعی تقریبا محا ل است اخلاق اجتماعی اسیر عرف است نادیده گرفتن هنجارهای اجتماعی یا به قول  دورکم "بی هنجاری اجتماعی " سخت به ندرت روی می دهد و آن هم با واکنش شدید جامعه مقابل می شود سال خوردگان که خزانه سنت ها به شمار می روند جامعه را می گردانند محیط اجتماعی هیچ گونه تحریک تازه ای بر اشخاص وارد نمی کند و آنان را به نقادی و ابتکار نمی کشاند هر کاری به وجهی ثابت وقوع می یابد و همه ی کارها حتی طرز پوشیدن لباس و جویدن غذا قبلا تعیین شده اند. جامعه امید و انتظار بهبود ندارد و زندگی یک نواخت و تیره است از این رو مردم از یک سو خود را با خوشی های کوچک روزانه سرگرم می کنند و از سوی دیگر به زندگی خوشی که به گمان انان پس از مردن آغاز می شود دل خوش می دارند.

پیش از عهد رنسانس اروپا بیشتر جامعه ها در بیشتر عمر خود به صورتی ایستا به سر می بردند. بر روی هم جامعه ها در هر مرحله دوره ی تولید خوراک یعنی دور برده داری و  دور  زمین داری انگاره هایی ایستا یا دقیق تر بگویم نیمه ایستا داشتند و هنوز هم برخی از جامعه ها که پا به دوره ی تولید ماشینی نگذاشته اند به شیوه ای ایستا زندگی می کنند .

در مقابل جامعه ایستا ، جامعه پویا قرار دارد نمونه بر جسته جامعه پویا ، جامعه صنعتی است پیش از این دیده ایم که شهر یا کشور صنعتی پیوسته در دست تغییر است نهادها و موسسه های آن ثبا ت ندارند سنت ها گرامی نیستند رفتار اجتماعی موافق قا لبهای جامد صورت نمی گیرد تحرک اجتماعی و تحرک طبقه ای نسبتا به آسانی تحقق می یابند تفکر انتقادی و ابتکار و بت شکنی و حتی انحراف از هنجارهای اجتماعی فراوانند افکار نو و افراد جوان محور فعا لیت اجتماعی شمرده می شوند و زندگی پر تحول جامعه همه کس را به تکاپو می اندازد.                   

                                                               ادامه....

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 14:29  توسط باران  | 

چگونگی تا ثیر نو آوری در جامعه

نو آوری فرهنگی به سه شیوه اصلی در جامعه منعکس می شود به شیوه ی  واگرایی فرهنگی – به شیوه ی توالی فرهنگی  یا پی آیی فرهنگی – به شیوه ی همگرایی فرهنگی .

واگرایی فرهنگی : معمولا نتایج نو آورده های مهم اجتماعی به حوزه های متفاوت جامعه می رسند مثلا اختراع رادیو در حوزه های گوناگون زندگی اجتماعی راه و در کار و تفریح و آموزش و پرورش و بیداری مردم موثر افتاده است . همچنین جامعه های دور را با یکدیگر آشنا کرده از مخاطرات برخی از وسایل مسافرت مانند هواپیماکاسته و باعث رواج هنرها شده است. نو آورده های دیگر نیز تاثیرهای متنوعی در جامعه به جا می گذارند چنان که یک حادثه ی اجتماعی بزرگ مثلا یک جنگل همه نهادها و موسسه های اجتماعی را به تغییر می کشاند.

2- پی آیی فرهنگی : چون عناصر فرهنگ جامعه به یکدیگر مربوطند تاثیر یک نو آورده فرهنگی منحصر به نتیجه ای که مستقیما از آن به دست می آید ،نیست، بلکه نتیجه مستقیم هر نو آورده ای به یک رشته نتایج غیر مستقیم کشیده می شود . مثلا در امریکا اختراع دستگاه پنبه پاک کنی که مستقیما باعث ترقی صنایع ریسندگی و بافندگی و افزایش کشت پنبه شد به طور غیر مستقیم به دگرگونی های اجتماعی بسیار انجامید .

3- همگرایی فرهنگی : معمولا برخی از نو آوردها تاثیر هایی مشابه دارند و از این رو مشترکا باعث دگرگونی اجتماعی یگانه ای می شوند مثلا بر اثر تغییرات متعد د مانند تکامل وسایل تولید و حمل و نقل و بهبود راه ها و بسط داد و ستد ، شهرهای بزرگ صنعتی کنونی به وجود آمدند و اختراع وسا یل متعد د مانند راه آهن و اتومبیل و تلفن به شهر نشینا ن امکان داد که دور از محل کار خود سکونت کنند و از مرکز شهر به حومه گرایند بر همین منوال اختراع شش لول و سیم خاردار و آسیا ب بادی به گروهی از نخستین مهاجران امریکا اجازه داد که در دشت های بزرگ یعنی چراگاه های هموار و بی درخت بین رود می سی سی پی و کوه های راکی سکونت گیرند .  

 

دُور اجتماعی

عنصرهای فرهنگی مانند اشخاص و گروه ها با یکدیگر روابطی پویا دارند و دستخوش بستگی متقابل و نفوذ متقابل و کنش متقابل دورانی هستند از این رو هر نو آوری اجتماعی در همان حا ل که در جامعه دگرگون هایی به وجود می آورد خود نیز بر اثر دگرگونی ها ، دستخوش تغییر می شود و آن گاه به اقتضا ی وضع جدید خود ، دگرگونی های تازه ای در تاثیر و تاثر عوامل اجتماعی را دُور اجتماعی یا تاثیر دورانی اجتماعی خوانده اند . دُور اجتماعی گاهی فقط بین دو عامل در می گیرد . اگر عامل اول را فقر و عامل دوم را بیماری بخوانیم می توانیم بگوییم که فقر بر  وخامت بیماری می افزاید و بیماری به نوبه خود ، فقر را شدت می بخشد معمولا تاثیر متقابل این دو هیچ گاه پایان نمی یابد زیرا مجددا فقر در بیماری و بیماری در فقر  تاثیر می کند .

اهمیت نو آوری مادی

می دانیم که فرهنگ یا میراث اجتماعی شامل دو بخش است 1- فرهنگ مادی یا ابزار ها و اشیا که از نسلی به نسلی می رسند . 2- فرهنگ غیر مادی یا رسوم و معتقدات و علوم و هنر ها و به طور کلی مناسبا ت و سازمان های انسانی که بیشتر به وسیله زبان و خط و از راه یادگیری در اختیار اعضای جدید جامعه قرار می گیرند .

نوآوری های اجتماعی هم در حوزه فرهنگ مادی و هم در حوزه فرهنگ غیر مادی روی می دهند. و مسلما نو آوری هر حوزه در حوزه دیگر موثر می افتد  از این نفوذ متقابل فرهنگی چهار نکته بر می آیند.

1- هر ابداعی که در فرهنگ مادی صورت گیرد باعث دگرگونی فرهنگ غیر مادی می شود چنان که بر اثر صنا یع جدید ، انبوه مردم در شهر های صنعتی متراکم شدند خانواده کار تولید اقتصادی را به کارخانه سپرد ، دامنه وظایف اقتصادی و اداری حکومت وسعت پذیرفت قدرت و فعا لیت های دستگاه دینی جامعه رو به کاهش رفتند و اجتماعا ت دور با یکدیگر ارتباط یافتند

2- هر نوع آوری مادی به نو آوری های مادی دیگری می انجامد چنان که اختراع بمب هسته ای منجر به اختراع ماشین مولد برق اتمی و زیر دریایی اتمی و یخ شکن اتمی شد. 

3- هر ابداعی که در حوزه فرهنگ غیر مادی روی دهد کمابیش به دگرگونی فرهنگ مادی می کشد 

4- هر نوع آوری غیر مادی نو آوری های غیر مادی دیگری در پی دارد چنان که جنگ باعث تحولات اجتماعی دامنه داری است .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 22:30  توسط باران  |